خوبم خوبی

به زودی مطالب جدیدی میارم

سایه چگونه تشکیل می شود؟
نویسنده : - ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳


سایه چگونه تشکیل می شود؟ اگر جسم کدری در مقابل منبع نوری قرار گیرد در پشت جسم محوطه ی تاریکی بوجود می آید که به آن سایه می گویند.

راههای تشکیل سایه :
1- تشکیل سایه به وسیله چشمه ی نقطه ای نور: در این حالت فقط سایه کامل ایجاد می شود و مرز مشخصی بین تاریکی و روشنایی وجود دارد.
نکته: قطر سایه به فاصله ی چشمه ی نور تا جسم کدر و پرده بستگی دارد.
نکته: هر گاه چشمه ی نور به جسم کدر نزدیک شود قطر سایه بزرگتر می شود و هرگاه چشمه ی نور را از جسم کدر دور کنیم قطر سایه کوچک تر می شود.

2- تشکیل سایه به وسیله چشمه ی گسترده نور: در این حالت علاوه بر سایه کامل، نیم سایه نیز دیده می شود.
- خورشید گرفتگی (کسوف): هر گاه در چرخش ماه به دور زمین و هر دو به دور خورشید، مرکز آن سه (ماه،زمین،خورشید) روی یک خط راست واقع شود به طوری که ماه در وسط باشد، ماه جلوی نور خورشید را می گیرد و سایه آن روی زمین می افتد در نتیجه کسانی که در سایه ی ماه قرار دارند خورشید را تاریک می بینند. در این صورت می گوییم، خورشید گرفتگی رخ داده است.
- ماه گرفتگی: اگر زمین بین ماه و خورشید قرار گیرد، زمین جلوی نور خورشید را می گیرد و سایه آن روی ماه می افتد و آن را تاریک می کند. در این صورت می گوییم ماه گرفتگی رخ داده است.

بازتاب نور : برگشت نور از سطح یک جسم را بازتاب می گویند.
انواع بازتاب نور:
1- بازتاب منظم: این بازتابش در سطوح بسیار صاف صورت می گیرد. در این صورت پرتوهای نور به طور موازی به سطح تابیده و به طور موازی در یک جهت بازتاب می شوند. در این نوع بازتاب همواره تصویری واضح و روشن ایجاد می شود. مانند آینه

2- بازتاب نامنظم: هرگاه یک دسته پرتو موازی نور به سطح ناهمواری برخورد کند به صورت پرتوهای غیر موازی و در جهات متفاوت بازتاب می شوند. دراین نوع بازتابش تصویر اشیاء مبهم و نامشخص است.

اصل انعکاس: در بازتاب نور از سطح یک جسم، همواره زاویه تابش و بازتاب برابرند.

نکته 1: پرتو تابش: پرتو نوری که به سطح می تابد.(
I)
نکته2: پرتو بازتابش: پرتو بازگشته از سطح را می گویند.(
R)
نکته3: زاویه تابش: زاویه بین پرتو تابش و خط عمود را می گویند.(
i)
نکته4: زاویه بازتابش: زاویه بین پرتو بازتاب و خط عمود را گویند.(
r)
نکته5: زاویه آلفا
α : زاویه بین پرتو تابش و سطح آینه را گویند.
نکته6: زاویه بتا
α : زوایه بین پرتو بازتاب و سطح آینه را گویند.
نکته7: زاویه تابش متمم زاویه
α است.
نکته8: زاویه باز تابش متمم زاویه
β است.

انواع دسته اشعه (پرتو) نورانی:
1- دسته پرتو موازی: این پرتوها همانطور که از اسمشان پیدا است با هم موازی هستند.

2- دسته پرتو همگرا: پرتوهایی هستند که در آن شعاع های نور در جهت انتشار به هم نزدیک می شوند و در یک نقطه به هم می رسند.

3- دسته پرتو واگرا: پرتوهایی که در آن شعاع های نور در جهت انتشار از هم دور می شوند.

پرتوهای حقیقی:
پرتوهای تابش و بازتابش که به چشم می رسند را پرتوهای حقیقی می گویند.
پرتوهای مجازی:
امتداد پرتوهای واگرایی که از سطح آینه بازتاب می شوند(در پشت آینه) پرتوهای مجازی گفته می شود.
تصویر حقیقی:
زمانی تشکیل می شود که پرتوهای تابش شده از یک نقطه شی پس از برخورد به آینه یا عدسی در نقطه ای دیگر به هم برسند. تصویر حقیقی بر روی پرده تشکیل می شود.

تصویر مجازی:
تصویری که پرتوهای مجازی در پشت آینه به وجود می آورند را می گویند.تصویر مجازی بر روی پرده تشکیل نمی شود.

آینه:
قطعات شیشه ای که پشت آنها نقره اندود یا جیوه اندود شده است و می توانند نور را بازتاب دهند بازتاب از سطح آینه منظم است.

ویژگی های تصویر در آینه تخت
1- تصویر مجازی
2- تصویر مستقیم
3- تصویر برگردان(وارون جانبی)
4- طول تصویر با طول جسم برابر است.
5- فاصله تصویر تا آینه با فاصله ی جسم تا آینه برابر است.

کاربرد آینه ی تخت:
1- استفاده از تصویر مستقیم آن در خانه و وسایل نقلیه
2- استفاده از آینه برای ارسال علایم مخابراتی به فاصله دور
3- استفاده از آینه ی تخت برای اندازه گیری سرعت نور و وسایل نور بازتابی (تلسکوپ بازتابی)
4- پریسکوپ: این دستگاه از لوله ای تشکیل شده که در دو طرف آن دو آینه ی تخت موازی نصب شده که هر یک از این آینه ها با محور آینه زوایه 45 درجه می سازد. هر تصویری که در یکی از این آینه ها دیده می شود در دیگری نیز مشاهده می شود.

انتقال آینه ی تخت:
هرگاه جسمی در برابر آینه ی تختی قرار گیرد، تصویر مجازی آن در آینه دیده می شود. چنانچه آینه به اندازه
d جابه جا شود. تصویر به اندازه 2d نسبت به جسم جابه جا می شود.

اگر آینه ثابت باشد و جسم به اندازه
d نسبت به آینه جا به جا شود تصویر نسبت به جسم به اندازه d جا به جا می شود.
سرعت انتقال تصویر:
سرعت انتقال تصویر در آینه ی تخت در حالتی که آینه ثابت باشد و جسم با سرعت
V در راستای عمود بر سطح آینه حرکت کند، نسبت به مکان اولیه اش برابر V است.
در حالی که جسم ساکن باشد و آینه در راستای عمود بر سطح آینه با سرعت
V حرکت کند، سرعت انتقال تصویر در آینه نسبت به مکان اولیه اش برابر 2V خواهد بود.
در حالی که جسم و آینه هر یک با سرعت
V به طرف هم حرکت کنند، سرعت انتقال تصویر در آینه نسبت به مکان اولیه اش برابر 3Vخواهد بود.
تصویر در آینه های متقاطع:
هر گاه جسم روشنی در فضای بین دو آینه ی متقاطع قرار گیرد پرتوهایی از جسم به هر یک از دو آینه می تابد و دو تصویر مجازی به وجود می آورد. اگر پرتوها پس از باز تابش های متوالی به آینه برخورد کنند تصویرهای دیگری نمایان می شود. هر چه زاویه بین دوآینه
α کوچکتر باشد تعداد این تصویرها بیش تر است.

نکته: در حالتی که دو آینه موازی باشند 0=
α تعداد تصاویر بی نهایت زیاد است.

آینه های کروی:
الف) آینه مقعر(کاو): اگر سطح داخلی آینه بازتاب کننده باشد، به آن آینه کاو می گویند.
نکته 1: اگر یک دسته پرتو نور موازی به آینه کاو بتابد پرتوهای بازتابیده در یک نقطه به نام کانون حقیقی به هم می رسند.
کانون با حرف
F نمایش داده می شود.
به فاصله کانون تا آینه، فاصله کانونی می گویند و با حرف
f نمایش می دهند.

نکته2: آینه های کاو می توانند از یک جسم هم تصویر مجازی و هم تصویر حقیقی ایجاد کنند.
تشکیل تصویر حقیقی یا مجازی، بستگی به فاصله جسم از آینه های کاو دارد. هر چه جسم به آینه نزدیک تر باشد، تصویر در فاصله ای دورتر ایجاد می شود و هرچه جسم را از آینه دور کنیم تصویر به آینه نزدیک تر می شود.

ب) آینه ی کوژ: اگر سطح خارجی آینه بازتاب کننده باشد، آن را آینه ی کوژ می گویند.
نکته1: هرگاه پرتوهای نور موازی محور اصلی به آینه محدب بتابد، طوری باز می تابد که امتداد پرتوهای بازتاب از یک نقطه روی محور اصلی می گذرند. این نقطه را کانون اصلی آینه ی محدب می نامند. کانون آینه محدب مجازی است.

نکته 2: تصویر در آینه ی محدب همواره مجازی، کوچک تر از جسم و مستقیم خواهد بود.

شکست نور:
وقتی نور به جسمی می تابد، مقداری از آن نور بازتاب می شود، مقداری نیز از جسم عبور می کند،
اما جسم های شفاف مانند هوا، آب، شیشه، طلق های پلاستیکی شفاف نور را به خوبی از خود عبور می دهند.

نور در یک محیط معین در مسیر مستقیم حرکت می کند.
اگر در مسیر نور یک قطعه جسم شفاف عمود در مسیر نور قرار گیرد، مسیر نور در هنگام عبور از جسم هم چنان مستقیم خواهد بود.

اما اگر نور در مسیر خود، با زوایه ای دیگر به یک جسم شفاف (مثلا شیشه) برخورد کند، هنگام ورود به شیشه مسیر حرکتش مقداری کج می شود. به این پدیده شکست نور می گویند.

نور در یک محیط معین، به صورت مستقیم و با سرعت ثابت حرکت می کند، هرگاه محیط تغییر کند، سرعت نور نیز تغییر کرده و نور منحرف می شود و در مسیر جدید به خط راست حرکت می کند.
تغییر مسیر پرتو نور به هنگام عبور از یک محیط شفاف به محیط شفاف دیگر را شکست نور می گویند.
زاویه تابش: زاویه ای بین پرتو تابش و خط عمود (
i)
زاویه شکست: زاویه ای بین پرتو شکست و خط عمود (
r)
رابطه ی زاویه تابش و زاویه ی شکست:
1- اگر پرتو تابش عمود بر سطح مشترک بین دو محیط باشد،(یعنی زاویه آن با خط عمود برابر صفر باشد) در این صورت نور بدون شکست وارد محیط دوم شده و منحرف نمی شود.

2- اگر پرتو تابش از محیط رقیق وارد محیط غلیظ شود در این حالت پرتو شکست به خط عمود نزدیک می شود یعنی زاویه شکست از زاویه ی تابش کوچک تر می شود.

3- اگر پرتو تابش از محیط غلیظ وارد محیط رقیق شود، در این حالت پرتو شکست از خط عمود دورتر می شود و زاویه ی شکست از زاویه ی تابش بزرگ تر می شود.

علت شکست نور:
علت شکست نور، متفاوت بودن سرعت نور در محیط های مختلف است. سرعت نور در خلا یا هوا در حدود است اما وقتیکه وارد آب می شود، سرعت آن به حدود کیلومتر بر ثانیه می رسد. سرعت نور در شیشه(که غلیظ تر از آب است) کم تر و در حدود است. این تفاوت سرعت نور سبب می شود که راستای پرتوهای نور هنگام عبور از یک محیط به محیط دیگر، شکسته شود و پدیده شکست نور اتفاق بیفتد.

عمق ظاهری، عمق واقعی:
هنگامی که از هوا به جسمی در داخل آب نگاه کنیم آن جسم به سطح آب نزدیکتر و وقتی از داخل آب به جسمی در هوا نگاه کنیم، دورتر به نظر می رسد. وقتی نور به طور مایل از یک محیط شفاف وارد محیط شفاف دیگر می شود، در مرز مشترک دو محیط، تغییر می دهد(شکسته می شود) همین عامل سبب بالاتر دیده شدن جسم نسبت به سطح واقعی گردد.

منشور:
قطعه ای مثلثی شکل است که از یک ماده شفاف مثل شیشه یا پلاستیک های بی رنگ ساخته می شود. وقتی پرتوهای نور به یکی از دیواره های منشور برخورد می کند و به آن وارد می شود، در اثر پدیده ی شکست مسیرش تغییر می کند. این پرتو هنگام خروج از دیواره ی دیگر منشور نیز، دچار تغییر می شود.

آزمایش نیوتن:
هرگاه شعاع نور سفیدی بر یک وجه منشور شیشه ای که قاعده ی آن به شکل مثلث است بتابانیم، نور سفید تجزیه شده و پرتوهای خروجی از منشور بر روی پرده طیف رنگینی از هفت رنگ قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش را تشکیل می دهد. علت این پدیده آن است که میزان شکست نورهای رنگی مختلف، با هم یکسان نیست. هرگاه نور سفید وارد منشور شود، تغییر مسیر رنگ های تشکیل دهنده ی نور سفید از قرمز تا بنفش بیش تر شده و به هنگام خروج از منشور رنگ های مختلف نور سفید از یکدیگر جدا می شوند.
جداسازی رنگ های نور سفید به وسیله ی منشور را پاشیدگی نور (پاشیده شدن) می گویند.

به مجموعه نورهای رنگی که از پاشیده شدن نور در منشور به وجود می آید طیف نور گفته می شود.
عدسی ها:
اگر دو منشور را مطابق شکل های مقابل به هم بچسبانیم و سطح آن ها را به صورت خمیده تراش دهیم، عدسی به وجود می آید.

عدسی ها مانند منشور می تواند جهت پرتوهای نور را تغییر دهد، همین امر سبب می شود اجسام از پشت عدسی به صورتهای مختلف دیده شوند.

انواع عدسی:
1- عدسی همگرا(محدب یا کوژ) ضخامت وسط این عدسی بیش تر از ضخامت کناره های آن است.
این نوع عدسی پرتوهای نور موازی را شکسته و در یک نقطه متمرکز می کند یا به عبارت دیگر پرتوهای نور را به یکدیگر نزدیک می کند.
2- عدسی واگرا (مقعر یا کاو) ضخامت وسط این عدسی کم تر از ضخامت کناره های آن است.
این نوع عدسی پرتوهای نور موازی را شکسته و آنها را واگرا می نماید به عبارت دیگر پرتوهای نور را از یکدیگر دور می کند.

عدسی همگرا:

این نقطه کانون عدسی(ذره بین)است. اگر فاصله ی بین عدسی تا صفحه ی کاغذ را اندازه بگیرید، این فاصله را فاصله کانونی عدسی گویند.
هرگاه یک دسته پرتو نور موازی با محور اصلی به عدسی همگرا بتابد پس از عبور از عدسی شکسته شده و پرتوها در یک نقطه یکدیگر را قطع می کنند. این نقطه کانون اصلی عدسی بوده و با
F نمایش داده می شود.

فاصله ی بین کانون و مرکز نوری عدسی را فاصله ی کانونی عدسی می گویند و با علامت (
f) نمایش می دهند.
نکته: عدسی های همگرا هم تصویر حقیقی و هم تصویر مجازی ایجاد می کنند.
ویژگی های تصویر در عدسی همگرا بستگی به فاصله شی از عدسی و فاصله ی کانونی دارد.
عدسی واگرا:
هر گاه پرتوهایی موازی محور اصلی به عدسی واگرا بتابد پس از شکست و عبور از عدسی طوری از هم دور می شوند که امتداد آن ها از یک نقطه روی محور اصلی بگذرند. این نقطه را کانون عدسی واگرا می نامند.
نکته: عدسی ها واگرا همواره تصویری مجازی، مستقیم، کوچک تر از جسم و نزدیک تر(در همان طرف شی) ایجاد می کند.

  نور واقعا چیست؟

 

 

برای نور  تعریفی دقیق و نیز جسمی شناخته شده یا نمونه ای مشخص که شبیه آن باشد وجود ندارد؛ ولی لازم نیست که فهم هر چیز بر شباهت مبتنی باشد. نظریه الکترومغناطیسی و نظریه کوانتومی با هم نظریه ای نامتناقض و بدون ابهام ایجاد می‌کند که تمام پدیده‌های نوری با آن توجیه می‌‌شود.

 نظریه «ماکسول» درباره انتشار نور بحث می‌‌کند، در حالی که نظریه کوانتومی بر هم کنش نور و ماده یا جذب و نشر آن را شرح می‌‌دهد. از آمیختن این دو نظریه نظریه جامعی شکل می‌‌گیرد که «کوانتوم الکترودینامیک» نام دارد. چون نظریه‌های الکترو مغناطیسی و کوانتومی - علاوه بر پدیده‌های مربوط به تابش - بسیاری از پدیده‌های دیگر را نیز تشریح می‌کند و به صورت منصفانه می‌‌توان فرض کرد که مشاهدات تجربی امروز را لااقل در قالب ریاضی جوابگوست. سرشت نور کاملاً شناخته شده است، اما باز هم این پرسش هست که واقعیت نور چیست؟

گستره طول موجی نور:

نور گستره طول موجی وسیعی دارد. چون با نور مرئی کار می‌‌کنیم، اغلب تصاویر و محاسبات در این ناحیه از گستره الکترومغناطیسی انجام می‌‌گیرد؛ امّا روشهای مورد بحث ممکن است در تمام ناحیه الکترومغناطیسی مورد استفاده قرار گیرد. ناحیه نور مرئی بر حسب طول موج از حدود ۴۰۰ نانومتر (آبی) تا ۷۰۰ نانومتر (قرمز) گسترده است که در وسط آن طول موج ۵۵۵ نانومتر (نور زرد) وجود دارد که چشم انسان بیشترین حساسیت را به آن دارد.

 خواص نور و نحوه تولید:

سرعت نور در محیطهای مختلف متفاوت است که بیشترین آن در خلأ و یا به طور تقریبی در هواست. این سرعت در داخل ماده به شاخصهای متفاوتی - بر حسب حالت و خواص الکترومغناطیسی ماده - وابسته است. با «کاواک»(میان تهی) جسم سیاه، می‌‌توان تمام ناحیه طول موجی نور را تولید کرد. نور در طبیعت، در طول موج‌های مختلف مشاهده شده، امّا مشهورترین آن نور سفید است که نور مرکبی از سایر طول موج هاست.

 ماهیت ذره‌ای:

«اسحاق نیوتن» در کتاب خود در رساله‌ای درباره نور نوشت: پرتوهای نور ذرات کوچکی اند که از جسمی نورانی نشر می‌‌شوند. احتمالاً نیوتن نور را به این دلیل به صورت ذره در نظر گرفت که به نظر می‌‌رسد در محیطهای همگن در امتداد خط مستقیم منتشر می‌‌شوند؛ این امر را «قانون» می‌‌نامند و یکی از مثالهای خوب برای توضیح آن به وجود آمدن سایه است.

 ماهیت موجی:

همزمان با نیوتن، «کریسیتان هویگنس» (1629 تا 1695) طرفدار توضیح دیگری بود که بر اساس آن حرکت نور به صورت موجی است و از چشمه‌های نوری به تمام جهات پخش می‌‌شود. به یاد داشته باشید که هویگنس با به کار بردن امواج اصلی و موجکهای ثانوی قوانین بازتاب و شکست را تشریح کرد. حقایق دیگری که با تصور موجی بودن نور توجیه می‌شوند پدیده‌های تداخلی اند، مانند به وجود آمدن فریزهای روشن و تاریک بر اثر بازتاب نور از لایه‌های نازک و یا پراش نور در اطراف مانع.

 ماهیت الکترومغناطیس:

بیشتر به سبب نبوغ «جیمز کلارک ماکسول»(1831 تا 1879) است که ما امروزه می‌‌دانیم نور نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که معمولاً با عنوان امواج الکترومغناطیسی توصیف می‌‌شود. گسترده کامل امواج الکترو مغناطیسی شامل این موارد است: موج رادیویی، تابش فروسرخ (نور مرئی از قرمز تا بنفش)، تابش فرابنفش، پرتو ایکس، پرتو گاما.

 ماهیت کوانتومی نور:

طبق نظریه مکانیک کوانتومی نور، که در دو دهه اول سده بیستم به وسیله «پلانک» و «آلبرت اینشتین» و «بور» برای اولین بار پیشنهاد شد، انرژی الکترو مغناطیسی کوانتیده است؛ یعنی جذب یا نشر انرژی میدان الکترومغناطیسی به مقدارهای گسسته‌ای به نام «فوتون» انجام می‌‌گیرد.

نظریه مکملی:

نظریه جدید نور شامل اصولی از تعاریف نیوتن و هویگنس است. بنابر این، گفته می‌‌شود که نور خاصیت دو گانه‌ای دارد. برخی از پدیده‌ها مثل تداخل و پراش خاصیت موجی آن را نشان می‌‌دهد و برخی دیگر مانند پدیده فتوالکتریک و پدیده کامپتون وبا خاصیت ذره‌ای نور توضیح دادنی اند.

دایره ی رنگ 12 رنگه : ( طرز کشیدن این دایره برای آموزش نیست بلکه برای این است که متوجه شوید هر رنگ از کجا آمده و نامها نیز اتفاقی نیست.بلکه در مقالات بعدی در مورد کنتراست و غیره به اهمیت آنها پی خماهید برد)
برای آشنایی با دنیای رنگ، دایره ی دوازده رنگه ای را با سه رنگ اصلی زرد، قرمز و آبی درست می کنیم.

همانطور که می دانیم( شاید هم نمی دانیم) هر شخص با دید معمولی می تواند قرمزی را که نه اثری از آبی و نه اثری از زرد، زردی را که نه اثری از سبز و نه اثری از قرمز و آبی ای که نه اثری از سبز و نه اثری از قرمز دارد، تشخیص بدهد.برای آزمایش هر رنگ لازم است که آنرا در زمینه ی خاکستری خنثی مشاهده کنیم.

رنگهای اصلی باید با بیشترین دقت ممکن مشخص شوند.آنها را در مثلثی طوری قرار می دهیم که زرد در گوشه ی بالا و قرمز در گوشه ی پایین سمت راست و آبی در گوشه ی پایین سمت چپ قرار گیرد.

این مثلث را در دایره ی محاط می کنیم شش ضلعی منتظمی در داخل دایره ترسیم می نماییم.در مثلث های متساوی الساقینی که با دو ضلع مجاور یک شش ضلعی به وجود می آیند، رنگی را که از مخلوط دو رنگ اصلی پدید می آید، قرار می دهیم.بدین ترتیب رنگهای ثانویه ی زیر را خواهیم داشت:

زرد+ قرمز= نارنجی

زرد+ آبی= سبز

قرمز+ آبی= بنفش

سه رنگ ثانویه باید با دقت بیشتری ساخته شوند.این رنگها نباید به هیچ یک تز رنگهای تشکیل دهنده ی خود متمایل باشند.

متوجه خواهید شد که دستیابی به رنگهای ثانویه با استفاده از شیوه ی مخلوط کردن کار ساده ای نیست.نارنجی نباید خیلی قرمز یا خیلی زرد باشد، بنفش نباید خیلی قرمز یا خیلی آبی باشد و همینطور سبز هم نباید خیلی زرد یا خیلی آبی باشد.

حال با شعاع مناسبی، بیرون دایره ی اول دایره ی دیگری می کشیم و حلقه ی بین این دو دایره را به 12 قسمت مساوی تقسیم می کنیم.در این حلقه سه رنگ اصلی و ثانویه را در جاهای مناسب خود قرار می دهیم بطوری که بین دو رنگ یک قسمت خالی باقی بماند.

در این جاهای خالی رنگهای ثالثه را قرار می دهیم، هر یک از رنگهای ثالثه از مخلوط یک رنگ اصلی و یک رنگ ثانویه پدید می آید:

زرد+ نارنجی= زرد - نارنجی

قرمز+ نارنجی= قرمز - نارنجی

قرمز+ بنفش= قرمز - بنفش

آبی+ بنفش= آبی - بنفش

آبی+ سبز= آبی - سبز

زرد+ سبز= زرد - سبز

بنابراین دایره ی رنگ منظم 12 رنگه ای ایجاد کرده ایم که در آن هر رنگی جای قطعی خود را دارد.در این دایره ترتیب رنگها همان ترتیب رنگهای قوس قزح( رنگین کمان خودمون) و یا طیف طبیعی نور خورشید است.

نیوتن دایره ی رنگ پیوسته ای ا این نوع را با اضافه کردن ارغوانی به طیف رنگ، در فاطله ی بین قرمز و بنفش بوجود آورد.بنابراین دایره ی رنگ طیفی است که به طور مصنوعی به آن چیزی افزوده شده است.

هر یک از 12 رنگ دایره ی رنگ، فضایی مساوی دارند و رنگهای مکمل در برابر هم و بر روی یک قطر دایره قرار می گیرند( منظور از رنگهای مکمل رنگهایی هستند که از ترکیب آنها در چشم رنگ خاکستری ساخته می شود.چون چشم و مغز انسان خود بخود تمایل به ایجاد تعادل خود می گردد.مثلا اگر به یک مربع سبز نگاه کنید و چشمان خود را ببندید یک مربع قرمز در ذهن خود مشاهده می کنید.این پدیده را کنتراست پی در پی می نامند)

شخص می تواند به دقت هر یک از دوازده رنگ را ببیند و جای رنگ واسطی را به سادگی پیدا کند.

 


comment نظرات ()